یه گردن بند فیروزه مامانم برام خریده بود با خودم برداشتم بردم همرام باشه موقع سفر آخه مطالعه کردم که سنگ فیروزه حاملش رو از سقوط حفظ میکنه . در هر صورت دلچسب نبودن سفر و محل سفر منو وادار کرد بلیطم رو کنسل کنم و به فکر سواری واسه برگشت باشم سواری هم نمی ارزید با اتوبوس راهی شدم و خاطرات اتوبوس رو بگم خدمتتون و هراس اولین سفر با اتوبوس تنهایی
زندگی من سایه سرم چراغ خونم تمام وجودم ...ما را در سایت زندگی من سایه سرم چراغ خونم تمام وجودم دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 6